تبليغاتX
نقـــــطه ســـر خط






سلامی بعد از حدود یکسال... 

                       

به نام خداوند جان و خرد 

                 کزین برتر اندیشه برنگذرد 

خداوند نام و خداوند جای

                 خداوند روزی ده رهنمای

 

با درود  فراوان و دیگر مخلفات... به یاران دیرینه و مشتری های نصف عمر شده و مخاطبان باصفای این چاردیواری که اصولن و غیر اصولن اینجانب به شکول (جمع عشقی شکل) مختلف شرمنده ی این عزیزان دلبر شده و مات و مبهوت در تفکر مانده ام چگونه محبت هایشان را که گونی گونی بر فرق سر اینجانب فرود می آوردند را جبران کرده و سری بالا کنم و در چشمهای زیبایشان نگاهی بیاندازم، اما پس از گذشت یک سال که این چاردیواری مادر مرده را رها کرده بودم سردرگم و منتظر در پی زمانی خالی دور از دود و دم روزگار برای خلوتی خوشگل در دنیایی غیر از این دنیا، دنیایی پر از آرامش و تفاهم و دنیای حروفی که آزادانه بهم میچسبند( و هیچ گشت اسدالله و ارشادی نیست که به کمبود پارچه و رنگ زیر پیرهنی شون گیر بده و ازشون تعهد بگیره و ننه و آقا و جد و آباد زیر خاکی و روی خاکی شونو بیاره جلو چشاشون) و هرچه میخواهند دل تنگشان را سفره کرده از ریز تا درشتش را خالی می کنند و صفایی و خلاصه دنیای دموکراسی و اینا...و این گونه است که جالب انگیزناک می شود و دل لامصبی برایش تنگ.

روده درازی های اینجانب تمومی نخواهد یافت وبه همین دلیل در این نقطه قیچی وارد عمل شده و کات.

 ای رفته به چوگان قضا همچون گو

                 چپ میخور و راست میرو و هیچ مگو

کانکس که ترا فکنده اندر تک و پو

                 او داند و او داند و او داند و او

 دوباره جوهری به قلم چپاندم و کاغذی به روبرویم بگذاشتم و بنوشتن آغازیدم و یاد و خاطراتی از گذشته و استارتی دگر. از آنجایی که یاران همیشه در صحنه (نه آن صحنه این صحنه) با حداقل فشار وارد شده بر حافظه ی مبارک بخاطر می آورند که روایات و خاطراتی همی در جریان بود و عمه ای بود و سفری بود و طیاره ای بود و خارجه ای بود و از همه مهمتر *من* ی بود و اینا...اگر با این شرح جزئیات به این کلفتی چیزی به خاطر نیاوردید اصلن خودشو ناراحت نکنید و ولش کنید...(آره ولش کن یخه ی آن مخ بدبختو)...و آن عده که حافظه ی شان یاری نموده بدانند که به امید و همت ایزد مامان و یکتا و البته قدری هم جزئی،  حرکت از بنده، الباقی ماجرا را از سر خواهم گرفت و خاکی از بر و روی این چار دیواری برچیده یادی از دوستان و آشنایان و عزیزان همیشه مخاطب جیگولمان کرده به کلبه های تک تکشان سری زده و مطالب را که چون کوهی انباشته شده یکی یکی ورق بزنیم.

به امید فردایی بدون گشت فرشاد و فاطی و دیگر رفقای کماندوی عزیز برای همه ی شما عزیزان

 تا بعد

 یا حق

  

پ.ن.سبز و ایرونی باشید.

به قلـــــم مکـــافات |
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 19:54
| لینک ثابت | موضوع: |