نقـــــطه ســـر خط
|
|
خونه تکونی با اعمال شاقه...1 چقدر کار ریخته سرم....سه تا پروژه تموم نشده هنو مونده.....اوخ کمرم...آخ سرم....ننه دک و دهنم...فکر کنم دیروز از این یارو استاد غازمون (غاز بودنش تنها دلیلش قد بلند ۲ متر تمومش است)..آنفولانزا مرغی گرفتم....!
قارپ(!)...(صدای ناجور باز شدن در بصورت خیلی خشن و قدرتی ...بطوری که بعد از برخورد در با دیوار در دوباره بسته شد...و طی یکسری واکنش ها با چارچوپ کنده شد و اگر مخلص هیکلم را تکان نمیدادم...الان بجای اینکه در خدمت شما بودیم....در حضور الباقیه اموات پاسخ نامه ی نکیر و منکر سیا میکردیم و تو کوچمونم حتمن حلوا و خرما خیرات میکردند و فاتحه میخوندند بلکه روحم اون ور شاد شه...این ور که نمیذارن.....(منم حساس)...!) ننه ی مخلص با حالتی خیلی نالوتی و خشمگینانه...همچین که جارو بدست راستش بود و به دست چپش که به دیوار زده ..تکیه کرده بود..گفت: چیزی گفتی؟ مخلص : دیگه بند دلی واس ما نمونده...همشو جر وا جر کردید...خب اگه وسط اینجا زهره من میترکید و من ولو میشدم کف اتاق...کی جواب اون روح لطیف و پر احساس منو میداد که شکوفا نشده نابود میشد....ها..!...///..آخه ننه این چه طرز وارد شدن به اتاقه؟ ننه ی گرامی: ۱۰۰۰ بار بت گفتم به من نگو ننه...من هنو جووونم...!...//..پاشو جمع کن که خیلی کار داریم...! - کجا ننه...آخ ببخشید از دهنم پرید...مامان...چه کاری مامان...؟...من؟ * جانوری هستی تو....میخوام امسال خونه رو حسابی بتکونی ها...! - فاتحه....فعل مفرد مذکر بکار میبری ننه..ببخشید مامان..(این مامان یه جوریه...به نظرم ننه بهتر نی..تازه رند و خلاصه م هس...!)....منه ضعیف الجثه زیر بار این مهم دوام نمیارم..جونم در میره...تلف میشم..میوفتم رو دستتون....تازه اونم تو این وضعیت که خوندن این کتابا که هر کدوم به پهنای دور کمر شما صفحه داره....دیگه گوشتی برام نذاشته که به کار بگیرم....! * (ابرو ها بد رقم پیچید تو هم)....من خودم ختم روزگارم...(اینجا رو خدایی راس میگه)...میخوای من و سیا کنی؟...پاشو تا با این جارو نکوفتم فرق سرت...! - آزادی اندیشه با جارو و زور نمیشه....!....ما زیر بار حرف زور نمیرویم ..مگر آنکه سمبه پر زور باشد...! * واسه من حرف سیاسی در میکنی...بگیر...قارپ قارپ...! - آخ کمرم...مگه داری خاک فرشو میتکونی ننه....گفتی میزنی تو سرم...اینجا که سرم نی..!..فرقشم نی...! * باز گفتی ننه....قارپ....اینو...بچه تربیت کردم...شاسگول به تمام معنی....بابا آیکیو...از افعال معکوس استفاده کردم...زدم تو ضد سرت..!....ده تکون بده اون لامصبی رو...نکنه بازم دلت میخواد...! - آخه خونه تکونی اونم الان...زود نی؟
پ.ن.کلاه مخملیا افتتاح شد...! پ.پ.ن.مث برق و باد گذشت...انگار همین دیروز بود چهارشنبه کپسول گاز ترکوندیم....شیشه های یه ساختمون چهار طبقه رو آوردیم پایین....ای روزگار...! پ.پ.پ.ن.این سایت بلاگرد هم میگویند ترکیده بود...اما بزودی راه میوفته.....اونوقت میتونید لینکتون رو بذارید...! پ.پ.پ.پ.ن. عاقل آنچه را كه مىداند نمىگويد ولى آنچه را كه مىگويد مىداند.
یا حق |
|